
سلام ديروز روز خيلي پركاري بود...گردگيري داشتم...خيلي خسته شدم ولي از ي جهت خوشحالم چون كلي فعاليت داشتم از ي مسله اي هم ناراحتم من واقعا غذا كم ميخورم رژيمي رژيمي ام ولي نميدونم چرا روند كاهش وزنم كمه تنها اشكال ززيمم اينع مهموني زياد ميرم و غذاها چرب...من خيلي كم ميخورم هر روز ورزشمم دارم خدايا خودت كمك كن ايندفعه نااميد نشم و ارادمو از دست ندم +نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۶ساعت7:12  توسطآتوسا | ...
ادامه مطلب
سلام امروز نميدونم چرا احساس ميكنم غذا زياد خوردم ولي واقعا اينطوري نبوده...كوچكترين غذايي ك ميخورم استرس ميگيرم....خدا جووون خواهش ميكنم كمكم كن...امشب اومدم خونه مادرشوهر جونم...موقع شام روغن كتلت گرفتم با دستمال...فهميد رژيم دارم دلم نميخاست كسي بفهمه رژيمي هستمً چون تا كسي ميفهمه ارادمو از دست ميدم...خداروشكر امروز٥٠مين پيادع روي كردم و چندتا حركت ورزشي انجام دادم... +نوشته شده ...
ادامه مطلب
امروز خيلي خوب بود...با اينكه خيلي ناراحت و افسردع بودم ولي رژيممو حفظ كردم...يساعت ورزش كردم.امشب مهموني رفتم خيلي خوب رژيممو حفظ كردم و اين خيلي خوشحالم ميكنه انشاللع فردا ك ميخام بيرون برم و فردا شب ك عروسي هستمم بتونم رژيممو حفظ كنم من ايمان دارم بخودم ك ايندفعه امكان ندارم شكست بخورم +نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت2:59  توسطآتوسا | ...
ادامه مطلب